مریضی پسرم و بستری شدنش تو بیمارستان
وای وای پسرم خدایا اون روزها بره و دیگه بر نگرده خیلی ورزهای بدی بود
9 آبان ماه بود که شما 3 روز اسهال شديد بودی بردمت دکتر تو محل خودمون دارو داد خوب نشدی که هيچ هرچي ميخوری حتي آب هم بالا مياری دوباره بردمت دکتر خودت برای غروب وقت داد طاقت نیاوردم و بردمت بیمارستان انصاری 2 تا آمپول و شربت اما از ظهر تا غروب هيچ فرقي نکردی. بچم آب شده حتي آب هم ميخوردی بالا مياری خدا شاهده از صبح هيچي نمیخوردی.دیگه نمیدونستم چیکار کنم تا صبح طاقت آوردیم تا صبح چند بار بالا آوردی. آب شدی صبح بردیم بیمارستان کودکان طالقانی اونجا دکتر آب سرد ریخت رو سرم و گفت باید بستری بشی انگار دنیا رو سرم خراب شد . خلاصه که بابایی اتاق خصوصی گرفت و شما بستری شدی چه روزهای بدی بود چیزی نمیخوردی فقط سرم همین کار منم شده بود گریه همه میومدن ملاقات و برات کلی کادو میاوردن اما با دیدنت داغون میشدم . هر روز دکتر میومد و با دیدنت میگفت باید 1 روز دیگه هم بمونی . خیلی سخت بود اما آب بدنت خیلی کم شده بود و چون ORS هم نمیخوردی بدتر میشدی ویروسی بود نه عفونتی و نه میکروبی خلاصه که 3 روز بستری ودی و دکتر روز سوم اومد و گفت میتونی مرخص بشی تا بیایم خونه 3 بعد از هر شد . اما خدا را شکر بهتر بودی تا 10 روز بعدش هم حالش سر جاش نبود بعد 10 روز کامل خوب شدی خدا را شکر



مریضی پسرم و بستری شدنش تو بیمارستان
